سهم بازار، نسبت عملکرد و فعالیت اقتصادی یک شرکت بیمه در مقایسه با کل حجم بازار بیمه در یک بازه زمانی مشخص (معمولاً سالانه) است. این شاخص در گزارشهای رسمی بیمه مرکزی (سالنامه آماری صنعت بیمه) بهعنوان مهمترین سنجه برای رتبهبندی بزرگی، نفوذ و جایگاه رقابتی شرکتها بهکار میرود.
سنجش ساختار بازار و تمرکز رقابتی
نهادهای ناظر و تحلیلگران برای سنجش انحصاری یا رقابتی بودن بازار بیمه، از دو ابزار تحلیلی در کنار سهم بازار استفاده میکنند:
- نسبت تمرکز (CR n – Concentration Ratio): مجموع سهم بازار چند شرکت برتر (معمولاً ۴ یا ۵ شرکت اول بازار؛ CR4 یا CR5). هرچه این عدد بزرگتر باشد، بازار متمرکزتر و بهسمت شرایط انحصار چندجانبه نزدیکتر است.
- شاخص هرفیندال–هیرشمن (HHI – Herfindahl-Hirschman Index): مجموع مجذور سهم بازار تمام شرکتهای فعال در صنعت. افزایش رقابت با ورود شرکتهای خصوصی جدید در سالهای اخیر، مقدار این شاخص را در بازار بیمه ایران بهسمت بازارهای رقابتیتر هدایت کرده است.
تله سهم بازار: تفاوت «بزرگ بودن» با «سودآور بودن»
یکی از اشتباهات رایج در تحلیل عملکرد بیمهگران، معادل دانستن «سهم بازار بالا» با «موفقیت مالی» است. سهم بازار تنها شاخص رشد و وسعت عملیات است، نه سلامت مالی.
افزایش سهم بازار ممکن است پیامدهای نامطلوبی به همراه داشته باشد:
- دامپینگ و نرخشکنی غیرفنی: در صورتی که شرکتی برای جذب مشتری و بزرگ کردن سهم خود، دست به ارزانفروشی غیرعلمی بزند، خیلی زود با کمبود منابع مالی روبهرو میشود.
- رشد ضریب خسارت (Loss Ratio): جذب پرتفویهای پرریسک و بدون غربالگری دقیق، نرخ خسارتهای شرکت را بالا برده و سرمایه شرکت را تحلیل میبرد.
- کاهش توانگری مالی: تولید حقبیمه فراوان بدون افزایش سرمایه و ذخیرهگیری فنی، سطح توانگری مالی شرکت را پایین میآورد و آن را در معرض ورشکستگی قرار میدهد.
یک شرکت بیمه کارآمد، شرکتی نیست که لزوماً بیشترین سهم بازار را در اختیار دارد؛ بلکه شرکتی است که توانسته است با ترکیب بهینه پرتفوی (تنوعبخشی به رشتههای سودآور مثل بیمه زندگی، مهندسی و باربری بهجای وابستگی شدید به درمان و ثالث) و کنترل نسبتهای فنی، سودآوری باثبات و پایدار را تضمین کند.